مفهومی به نام رنگ !Reviewed by آیدین on Feb 25Rating: 4.0مفهومی به نام رنگمفهومی به نام رنگ

تصورش را بکنید چقدر می توانست غم انگیز باشد اگر ما انسان ها نیز مانند برخی از حیوانات از موهبت دیدن و درک رنگ های متنوع عالم محروم بودیم و جهان را سیاه و سفید می دیدیم. هر چند حتی چشم انسان هم تنها می تواند بخش کوچکی از کل طیف انرژی موجی در طبیعت را دریافت کند. arti.ir-klmoihjiuدر حقیقت اجسام به خودی خود رنگی ندارند. وقتی نور سفید- نور خورشید- به سطح یک شیء برخورد می کند، آن شیء برحسب ترکیب و ساخت مولکولی خود برخی از طول موج ها (رنگ ها) را جذب کرده و مابقی را منعکس می کند. آنچه ما به عنوان رنگ آن شیء می بینیم در حقیقت همان بازتاب است. حال که چنین موهبتی برای تشخیص، درک و لذت بردن از این محدوده از رنگ ها به ما ارزانی شده است، چرا باید اصرار داشته باشیم خود را در شهرهایی خاکستری و فاقد جذابیت زندانی کنیم؟، امروزه ازدیاد جمعیت، کمبود و گرانی زمین، قدرت نازل خرید و اجاره در میان قشر متوسط جوامع و عوامل بی شمار دیگر، صنعت ساختمان را به سوی تولید مسکن انبوه سوق داده است. به خصوص در این وادی، نتیجه کار غالباً ساختمان هایی بی روح، یک شکل و خاکستری است. گویی در این میان اصل آرامش بخشی مسکن فراموش شده است. استفاده درست و آگاهانه از رنگ ها، نه تنها در طراحی بناهای مسکونی بلکه در طراحی هر بنای دیگر می تواند بر کیفیت، تنوع و مطلوبیت فضای شهری بیفزاید و اثرات سودمندی نیز بر شادابی و افزایش روحیه شهروندان داشته باشد. همچنین قادر به ایجاد احساس تعلق خاطر به مکانی خاص است. با این همه لازم است بار دیگر بر واژه های «آگاهانه و درست» تاکید شود.
در اینجا شاید ذکر حکایتی (برگرفته از کتاب عناصر رنگ، یوهان ایتن) خالی از فایده نباشد. گویند بازرگانی، میهمانانی را برای شام دعوت کرد. میهمانان هنگام ورود با استشمام بوی اشتهاآور غذا، مشتاقانه دور میز شام گرد آمدند. در این هنگام، میزبان فضا را غرق در نور قرمز کرد. در نور قرمز اگرچه گوشت اشتهاآور جلوه می نمود اما اسفناج سیاه و سیب زمینی ها قرمز روشن شدند. سپس نور قرمز به آبی بدل شد؛ کباب منظره یی گندیده به خود گرفت و سیب زمینی ها کپک زده به نظر رسیدند. میهمانان اشتهای خود را از دست دادند. در نهایت هنگامی که فضا آکنده از نور زرد شد و رنگ نوشابه ارغوانی به رنگ مهوع روغن کرچک تبدیل شد، بسیاری از میهمانان با شتاب اتاق را ترک کردند، اگرچه همه می دانستند این همه فقط به دلیل تغییرات رنگ نور است. سپس میزبان شوخ دوباره نور سفید را روشن کرد و دست از آزار میهمانان خود برداشت،… صرف نظر از اینکه این حکایت تا چه اندازه راست یا دروغ باشد، کسی نمی تواند در مورد تاثیر عمیق رنگ ها روی انسان تردید کند حتی اگر نسبت به چگونگی این تاثیر ناآگاه باشد.
به جرات می توان ادعا کرد رنگ می تواند بر بدن انسان به عنوان یک ارگانیسم فیزیکی تاثیری بزرگ برجای نهد. به طور کلی رنگ، نیرویی است که به طور مستقیم بر روح اثر می گذارد. همه ما با صفت گرم و سرد در مورد رنگ آشنایی داریم. گویی رنگ ها قادرند گرما یا سرما ایجاد کنند. همچنین پیش آمده که در مورد طعم یا بوی رنگ ها شنیده باشیم. از طرف دیگر برخی رنگ ها نرم به نظر می رسند (قرمز لاکی) و برخی دیگر سخت (سبز کبالتی). برخی از رنگ ها چنان لطیفند که انسان دوست دارد آنها را نوازش کند (صورتی، لاجوردی تیره و…) و بالاخره صدای رنگ ها آنچنان مشخص است که به سختی می توان کسی را یافت که رنگ زرد روشن را به نت بم، یا رنگ قرمز لاکی را به نت زیر نسبت دهد.
معمول چنین است که افراد به استفاده از رنگ های ذهنی خود علاقه دارند و متخصصان معماری نیز از این مقوله مستثنی نیستند. توجه به تفاوت های ماهوی دو هنر نقاشی (که حوزه اثر محدودتری دارد) و معماری، در اینجا ضرورت بسیار دارد. گاهی دیده شده است معماران، بلوک های بزرگ ساختمانی را با رنگ های یکدست مورد علاقه خود رنگ آمیزی کرده اند. ایشان باید به این نکته توجه داشته باشند تنها کسانی که احساس رنگی مشابهی داشته باشند از چنین فضاهایی لذت خواهند برد و در نظر سایر افراد، این ترکیبات رنگ کم و بیش توی ذوق خواهد زد. به خصوص رنگ های نامطلوب قادر به تولید فشار و استرس شدید هستند. همچنین نمی توان نسبت به مساله نفوذ فرم بر رنگ بی تفاوت بود. برخی از فرم ها مانع بروز ارزش رنگ شده و حتی آن را خنثی می سازند.
در دنیای امروز که تمایل به سمت استفاده گسترده از رنگ در طراحی بناها به تدریج رو به افزایش است، لازم است معماران شناخت کافی نسبت به تاثیرات روانی و همچنین اثرات متقابل رنگ و فرم داشته باشند. نقطه آغاز حرکت همانا مطالعه رنگ و تاثیر آن بر انسان است. این تاثیر در ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ، مذهب و خاطرات جمعی یک اجتماع است. به عنوان مثال در هنر و معماری اسلامی، بعد معنوی رنگ غالب است و در کنار آن معانی رمزی، اعتقادی، اقلیمی و فرهنگی نیز مطرح شده است.

آمیتیس امیرشاهی ـ کارشناس رشته معماری

روزنامه اعتماد ( www.etemaad.ir )

arti.ir